مقام معظم رهبری: برای خدا کار کنید و لحظه ای را برای خدمت به مردم و نظام از دست ندهید        مقام معظم رهبری: اگر چنانچه ما توان خودمان را بیشتر از واقع بدانیم، یا کمتر از آنچه که واقعیت است، بدانیم، دچار خطا خواهیم شد؛
 
   
 

    • اینجانب «همسربانو »!

      کد: 21772
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۴
      مجله خانواده/ اینجانب همسربانو، مفتخر به همسریِ سرباز امام زمانم.
      اینجانب «همسربانو »!

      در ابتدا خیلی رک و صریح بیایید سنگهامان را باهم وابکنیم!
      راستش را بخواهید من اصلاً دوست ندارم ظاهرسازی کنم و مثل بیشتر نوشتهها اولازهمه خوبیها و شادیهای زندگی با یک طلبه را برایتان بگویم و بعد در آخر بگویم: بَبببببببللله! اندک مشکلاتی نیز هست!
      اتفاقاً من معتقدم همسر طلبه شدن اتفاقی عادی نیست. همسر اینجورآدمها بودن فقط وفقط موهبتی الهی نیست که شامل حال هر کسی نشده و نخواهد شد.
      اصلاً از من انتظار نداشته باشید که شادیها و لذتهایی که همسر طلبه میبرد را بتوانم برایتان وصف کنم.
      بله! خدیجهوار زیستن و عاشقانه پابهپای همسر دویدن اصلاً در این دوره و زمانه به این راحتیها یافت نمیشود.
      اصلاً نمیدانید اینکه گاهی با خود بگویی: «بانو خدیجه نیز اینگونه بود...» عجب لذتی دارد...!
      ازاینرو من هیچ دغدغهای ندارم که برایتان بگویم چقدر از زندگی با همسرم راضی هستم و چقدر به این همسرِ طلبه بودن افتخار میکنم...
      مادر داماد، حضرت زهرا(س) همانطور که گفتم اول از همه به سختیها میپردازم؛ چون اصلاً دوست ندارم آدمهای نالایق و سبکمغز فکر کنند ما (همسربانوها) جوگیر شدیم یا نادانسته همسر طلبه شدیم. بلکه همه ما عاشقترین آدمهای روی زمین بودیم که قرعه به نام ما زدند و حضرت زهرا؟عها؟ ما را برای سربازانِ پسرش انتخاب کرده است. شما که میدانید حضرت زهرا(س) برای پسرانش هر دختری را انتخاب نمیکند...!
      از همان روز اولی که مادر آقا داماد ـ حضرت زهرا(س) را میگویم ـ به خاستگاری آمدند با خود گفتم: ببین دختر! این پسر قرار است به نیابت از مولا و سرورت، امام زمان(عج)، به تبلیغ دین بپردازد؛ همانطور که او برای مردم نماد دین و دینداری است تو نیز باید چنین باشی؛ زیرا دختران و همسران مردم کوچهوبازار تو را الگوی خویش قرار خواهند داد و رفتارت در دید آنها معنای دیگر خواهد داشت.
      حال حاضری این وظیفه خطیر را بر عهده بگیری و درعوض، در اجر تبلیغ و ترویج دین با شوهرت شریک شوی؟
      من خیلی فکر کردم. راستش را بخواهید به این راحتیها نبود که بتوانم وسوسههای شیطان را دفع کنم، ولی خب میدانید که من دختری عادی و کمافتخار نیستم...!
      عشق به اهلبیت علیهمالسلام و عشق به نجات انسانها از گمراهی مانع از این شد که به حرفهای ابلیس گوش دهم.
      او مرا از تنگدستی و فقر اوایل طلبگی ترساند. از اینکه دیگر نمیتوانم مثل خانه پدری هرچه دلم خواست بخرم و بخورم و بپوشم و... . هرچند اگر همسر گرام بفهمد که من فلانچیز را دوست دارم یا نیاز دارم، با هر سختی شده آن را برایم مهیا میکند، ولی من خودم را در قبال او مسئول میدانم. او تازه یک طلبه نوپاست و آنقدر توانایی مالی ندارد که بتواند مثل دیگران برای من بریزوبپاش کند. بهزودی میرسد آن روزهایی که درسش تمام شود و دستوبالش کمی بازتر شود. میدانم آنقدر بامرام و بامحبت است که همه را جبران میکند.
      اصلاً چرا از زندگی خودم برای شما بگویم. اطراف من دختران و آشنایان بسیاری هستند که در کنار یک طلبه مشغول به مجاهدت هستند و عاشقانه زندگیشان سپری میشود. هر ماه با شهریهای بسیار اندک زندگی خود را میگذرانند؛ ولی واقعاً به این راه و هدف ایمان دارند.
      آنها فهمیدهاند که نگاه طلبه به زندگی و مادیات فرق دارد. از دیدگاه طلبهها با آن شهریه کمی که دارند ـ و اتفاقاً مشکلاتشان از بقیه مردم کمتر نیست که بیشتر هم هست ـ زندگی فقط پول نیست، بلکه پول جزئی از زندگی است؛ (البته که اگر نباشد با مشکل مواجه میشویم) اما به پول کم هم قانع هستند. به خدا زندگیهاشان را میبینم که با چه شیرینی ادامه دارد و در کنار یکدیگر احساس آرامش میکنند و همین برایشان از همهچیز بالاتر است!
      اما ناگفته نماند که یک پای خوشبختی طلبهها در زندگی، همسرشان است! همسران طلاب، واقعاً میتوان گفت که «فرشته» هستند!
      چون با آن شهریه کم و مشکلات زندگی طلبگی کنار آمدهاند. بعضیهاشان فرصتها و خواستگاران خیلی بهتری دارند، ولی طلبه را انتخاب میکنند؛ این نشان میدهد که مفهوم زندگی با طلبه را فهمیدهاند و ... . فقط به اینگونه همسران میتوان گفت: «دم شما گرم…!».درآمد یک طلبه از شهریه است. خدا نیز به این مالِ بسیار اندک، برکت فراوان میدهد. برکت چیست؟ در فکر ما نمیگنجد که خداوند چگونه به مال برکت میدهد. برای ملموستر شدن مفهوم برکت داستانی برایتان تعریف میکنم:
      شخصی میرود پیش یکی از علما و به او میگوید: «چرا شما میگویید اگر خمس بدهید مالتان دوبرابر میشود؟! هر عاقلی میداند که اگر از پنجتا، یکی برداریم میشود چهارتا، ولی شما میگویید میشود دهتا». آن عالم میگوید: «سگ زاد و ولدش زیاد است و در هر نوبت زایمان تولههای زیادی بهدنیا میآورد؛ ولی گوسفند سالی یک زایمان دارد. از طرفی انسانها از سگ تغذیه نمیکنند و گوشتش را نمیخورند، ولی گوشت گوسفند را میخورند. بیماری، گوسفند را بیشتر از سگ از پا درمیآورد و میکشد و…؛ بنابراین باید الآن دنیا پر از گلههای سگ باشد، ولی پر از گوسفند است».
      این برکت خدا برای ما غیرقابل فهم است؛ باید تجربهاش کنید! به او اعتماد کنید و قناعت را نیز چاشنی کارتان. نتیجهاش را خواهید دید.
      محدودیتها
      من یک زن هستم. برای من عشق و محبت از همه چیز مهمتر است. گاهی اوقات دیدهام در کوچه و خیابان متلک نثار همسرم میکنند، ولی خب این هم نمک خود را دارد.
      درست است! نگاه مردم به روحانیت و طلاب نگاه خاصی است و سبب شده است تا محدودیتها و سختیهایی را نیز برای طلبه بوجود آورد.
      مردم، روحانی و طلبه را شخصی دینی میدانند که گویی نماد دین است و او را آیینه تمامنمای دین میپندارند. آنها او را بهعنوان فردی که در حوزه درس خوانده و تقوای الهی را رعایت کرده است، الگوی خویش قرار میدهند و رفتار خود را با وی تطبیق میکنند؛ چراکه وی معیار تدین است.
      این نوع نگاه حتی میتواند تا حدی موجب ترقی طلبه باشد؛ اما از زاویهای دیگر محدودیتهایی را ایجاد میکند. ممکن است بعضی کارها از نظر شرعی مشکلی نداشته باشند، اما با توجه به جایگاه طلبه و روحانی، نباید این کارها انجام شوند.
      البته بعضی این نگاه را به یک نگاه تنگنظرانه تبدیل میکنند و حتی حضور طلبه و روحانی را در جامعه مانند مردم عادی نمیپذیرند.
      این محدودیت اگر از شخص طلبه به خانوادهاش سرایت نمیکرد مشکلی نبود، اما مشکل وقتی پدید میآید که این محدودیتها شامل خانواده طلبه هم میشود.
      برخی، همان انتظاراتی را که از طلبه دارند، از همسر او نیز دارند. البته تا حدی صحیح است؛ چراکه همسر طلبه اولین فردی است که از او تأثیرپذیری دارد و مردم انتظار دیدن آن تأثیر را دارند. اما این محدودیتها سبب شده تا دخترانی که خواستگار طلبه دارند، با تردید مواجه شوند که آیا تحمل این محدودیتها را دارند یا خیر؟
      بههرحال، قدم گذاشتن در وادی علم و تقوا، و سربازی امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف لوازمی دارد که ممکن است بهشکل محدودیت نمایانده شود، اما مسیر را برای پیشرفت هموار میکند.
      خاستگار طلبه
      دخترانی که در برابر خواستگار طلبه قرار میگیرند و از محدودیتهای اجتماعی طلبگی واهمه دارند، بدانند که بله، این محدودیتها وجود دارد، اما ازدواج با طلبه بهنوعی معامله با خداست. دختری که با نیت ازدواج با سرباز امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف این تصمیم را میگیرد، بداند که عنایات خود حضرت، شامل حال وی خواهد شد. برکات چنین ازدواجی چنان وسعتِ دیدی به این دختر میدهد که نهتنها اینها را محدودیت نمیبیند، بلکه به فرصتها و برکاتی دست پیدا میکند که دیگر نیازی به بعضی کارهای اجتماعی ندارد.
      بهعلاوه برای حضور طلاب در جامعه، روشهایی وجود دارد که نهتنها ارزشها را زیر پا نمیگذارد؛ بلکه طلاب با حضور خود در جامعه میتوانند با مردم زندگی کنند و در دسترس مردم باشند؛ انتخاب فضاهای تفریحی مناسب، انتخاب پوشش مناسب، رفتار پسندیده، رعایت اقتصاد و میانهروی، تعامل قوی و سازنده با مردم و … میتوانند فاکتورهایی باشند که حضور طلبه و روحانی را در جامعه آسانتر و ومحدودیت را کمتر کنند.
      برخی خیال میکنند طلبه یعنی کسی که از صبح تا شب مفاتیح دستش گرفته و دعا میخواند؛ دائم توی مجالس روضه است؛ با اهل خانه هم همانطور صحبت میکند که روی منبر؛ همهاش مشغول عبادت و ذکر و دعا و وعظ و نصیحت است!پرداختن به وظایف (تبلیغ ، تحصیل و ...)
      از وظایف هر طلبه، تبلغ دین و سفرهای تبلیغی بهویژه در دهه اول محرم و ماه رمضان است. تحمل دوری شوهر ممکن است در اوایل، کار مشکلی باشد، اما بهتدریج و بهخصوص با توجه به اهمیت و ارزش آن، آسان میشود. علاوهبراینکه ممکن است در صورت امکان به همراه یکدیگر، به تبلیغ بروند و بدین ترتیب، نگرانی و رنج دوری از شوهر را نداشته باشند. به این نکته نیز توجه کنید که شما در این وضعیت تنها نیستید و بسیاری از خانوادههای دیگر نیز، حتی بیشتر از شما، از غیبتهای طولانی شوهر از خانه رنج میبرند؛ خانوادههای پرسنل نیروهای نظامی و انتظامی و بسیاری از رانندگان از این دستهاند.
      ازاینرو هیچگاه به خاطر احساس تنهایی و دلتنگی، شوهرتان را از انجام وظیفه خود در تبلیغ دین بازندارید، و او و خودتان را از فیوضات و رحمتهای بیکران خدا که شامل حال مبلغان دین و خانوادهایشان میشود، محروم نسازید. بدانید که شما هم در اجر و ثواب کار شوهرتان شریک هستید.
      یکی دیگر از کارهای همیشگیِ یک طلبه، خواندن و مطالعه کردن است. اگر طلبه بخواهد موفق و برای جامعه مفید باشد، باید بتواند روزی چند ساعت درس بخواند و مطالعه کند. بنابراین، ممکن است او نتواند در بسیاری از مهمانیها، شبنشینیها و... بهویژه در اواسط هفته شرکت کند. همچنین نباید از یک طلبه انتظار داشت که در تمام مراسمهای عقد و عروسی، ختم، چهلم و ... حاضر باشد. باید متوجه بود که او طلبه است و نمیتواند به هر مناسبت و بهانهای درس و بحث خود را رها کند.
      در آخر
      مردم رفتار روحانی و زندگی مشترک او با همسرش را با دقت میبینند. اگرچه این اتفاق سختیهایی دارد، ولی همین مدل زندگی قوانین و اصولی را برای حرکت بهسمت هدف میچیند تا حرکت در این زندگی شفافتر باشد؛ بنابراین خانواده روحانی میدانند با چه کسانی باید معاشرت کنند و با چه کسانی کمتر رفتوآمد کنند. به قول استاد قرائتی نباید نیمه خالی لیوان را دید. اگر مردمی متلک میگویند، هستند افرادی که عزت بسیار زیادی به روحانی میگذارند؛ این دو با هم برابری نمیکنند. این کجا که دوست یک نفر همچون اباالفضل باشد یا اینکه یک لشکر از افراد هرهریمذهب به همراه شخصی باشد. اگرچه زندگی طلبگی سختی خودش را دارد، با همه اینها شیرینی خاص خودش را نیز به همراه دارد. البته روحیه چشموهمچشمی، توقع زیاد و تجمل سبب میشود شخص از این زندگی لذتی نبرد. روانشناسان میگویند: تنظیم انتظارات با امکانات و تواناییها اساس شادکامی است. البته طلاب کوشا، خوشاستعداد و خوشذوق همیشه فعال هستند و از نظر مادی، با تدریس یا پژوهش و... مانند متعارف مردم یا صنف خود (در سازمانها با مدرک مشابه) درآمد خواهند داشت.
      در آخر جملهای بگویم برای آن دسته از دخترهایی که مورد تمسخر واقع میشوند و یا بعضی از دوستانشان از آنها کنارهگیری میکنند که چرا با طلبه ازدواج کرده است:
      به این چیزها توجه نکنید و از اینکه زندگیتان به نام یک طلبه خورده است، خوشحال باشید. بهترین هدیه برای شما آیات ٢٩ تا ٣۴ سوره مطففین است که میفرماید:
      إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کَانُواْ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ ﴿29﴾ وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ یَتَغَامَزُونَ ﴿30﴾ وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَی أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَکِهِینَ ﴿31﴾ وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاء لَضَالُّونَ ﴿32﴾ وَمَا أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حَافِظِینَ ﴿33﴾ فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُواْ مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ ﴿34﴾
      افراد گناهکار [پیش از این در دنیا] مؤمنان را مسخره میکردند.
      و وقتی از کنار آنها رد میشدند با چشم بههم اشاره میکردند.
      و وقتی پیش خانواده خودشان برمیگشتند دلشاد بودند. و وقتی آنها را میدیدند میگفتند اینها گمراه هستند. درصورتیکه آنها برای نگهبانی افراد باایمان فرستاده نشده بودند. امروز افراد باایمان به وضع بد افراد بیایمان میخندند.






      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       

       

       

      کاربر گرامی! لطفا در قسمت نظرات صرفا دیدگاه خود در مورد این خبر را درج نمایید. در صورت وجود هر گونه سوال و یا نیاز به پیگیری با شماره 02531200 تماس حاصل فرمایید.